روانشناسی رشد جوان
بسمه الله الرحمن الرحيم
موضوع :
روانشناسی رشد جوان
نام مدرس :
( ********)
گرد آورنده :
********
زمستان 1385
آدرس منبع :
http://www.irib.ir/amouzesh/j/p_r_t/ravanshenasi3/page00.htm
تعريف نوجواني
روانشناسان در زمينه تعريف نوجواني اتفاق نظر ندارند، اما به طور کلي مي توان گفت که نوجواني دوره اي است بين کودکي و بزرگسالي که طول مدت آن بر حسب فرهنگها و محيطهاي مختلف، متفاوت است و حدوداً از ١١ تا ٢٠ سالگي ادامه دارد.
ويژگيهاي دوره نوجواني
بتدريج که دوره کودکي پشت سر گذاشته مي شود و فرد وارد دوره نوجواني مي شود، در ارتباط خود با والدين، مربيان و اطرافيان بازنگري مي کند. در نتيجه اين بازنگري و بازسازي روابط، فرد نوجوان در رفتار و نگرش خود نيز بررسي هايي انجام مي دهد و ارتباط جديدي را به عنوان يک نوجوان با ديگران برقرار مي کند، زيرا در دوره کودکي، معمولاً تفکر کودک قالبي بوده و مطيع دستوارت ديگران است، در حالي که در اين دوره به دليل افزايش سطح آگاهي، شناخت و رشد تفکر مي تواند به طور انتزاعي فکر کند و استدلال داشته باشد و باورها و ارزشهاي موجود در خانواده و جامعه را با استفاده از توان جديد خود، بازسازي نمايد.
نوجواني، دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است که در همه زمينه ها بروز مي نمايد: رفتارهاي کودکانه را بتدريج از دست مي دهد، خواهان استتقلال است، مي خواهد همه چيز را خود تجربه کند، افکار انقلابي دارد، طغيانگر است، تمايل به تنهايي دارد، رابطه با همسالان براي او ارزش بسياري دارد و در برابر دستورات بزرگسالان مقاومت مي کند.
نوجواني، دوره نوسان بين عواطف است، يعني در عين حال که شاد است احساس افسردگي مي کند، گاهي اوقات رفتار خشن و گاه رفتاري ملايم دارد.
نوجواني، دوره نوسان رفتاري نيز هست، يعني نوجوان مدام در حالت رفت و برگشت بين حالات کودکي و نوجواني است. با توجه به شناختي که از خود، تواناييها، شرايط و امکانات کسب نموده، خواستار رفتار بزرگسالانه است، در حالي که تجربه لازم را ندارد.
ميرننونش شش ويژگي را براي دوره نوجواني مطرح مي کند :
1-رشد سازمان عصبي: نوجوان با ورود به دوره نوجواني، به بازسازي در افکار و عقايد خود مي پردازد و اين امر نشان مي دهد که بايد از نظر سيستم عصبي به ظرفيت بالايي دست يافته باشد.
2-رشد جسماني
3-رشد اندام جنسي
4-رشد احساس خود که همان بازسازي ارزشها: نگرشها و باورها مي باشد.
5-کسب موقعيت بزرگسالي: نوجواني، دوره تمرين و کسب مهارتهاي بزرگسالان است.
6-رشد کنترل رفتار خود: نوجوان خواستار تغيير رفتاري است ، يعني نمي خواهد رفتار کودکانه داشته باشد و سعي مي کند از رفتار بزرگسالان الگو برداري کند. او همچنين خواستار اين است که بر رفتارهاي خود کنترل کافي داشته باشد ( بر خلاف دوره کودکي که فرد بر رفتار خود کنترل ندارد) .
به طور کلي مي توان گفت که دوره نوجواني، حدفاصل بين کودکي و جواني يا دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است و اين انتقال در تمامي زمينه هاي رفتاري، اخلاقي، عاطفي و اجتماعي صورت مي گيرد و فرد خواستار تغيير حالات و خلق و خوي کودکانه است.
در عين حال، گاهي برگشت به دوران کودکي نيز وجود دارد و فرد به حفظ حالات کودکانه خود تمايل دارد، اما خواستار ورود به دوره بزرگسالي که داراي مسووليت پذيري، استقلال، کنجکاوي، پيشرفت و سازندگي مي باشد نيز هست.
" استانلي هاي "، پدر روانشناسي نوجواني و بلوغ ، دوره نوجواني را دوره فشار و طوفان مي داند. همانگونه که طوفان به يکباره و بدون خبر، اثرات شديد و مخربي به جاي مي گذارد، دوره نوجواني نيز به طور ناگهاني با بلوغ شروع مي شود و اثرات شديدي بر رفتار و حالات نوجوان به جاي مي گذارد. والدين بايد نوجوان را پذيرفته و او را هدايت کنند تا بتواند به درستي اين انتقال را انجام دهد.
اطلاق واژه فشار و طوفان به دليل افزايش اطلاعات سياسي، تحصيلي، جنسي، اجتماعي، افزايش توانمنديهاي مختلف فرد و تغيير حالات رواني – عاطفي و رفتاري نوجوان مي باشد که موجب تنش در نوجوان مي گردد. تنش در نوجوان به اين دليل است که تمايل دارد رفتاري همانند بزرگسالان داشته باشد، مسووليت هاي بزرگسالان را بپذيرد، در حالي که هنوز تجربه کافي براي انجام اين امور کسب نکرده است ، زيرا در دوره کودکي با مسأله اي مواجه نمي شده، فعاليت و مهارتي انجام نمي داده و والدين، مسائل کارهاي او را حل مي کردند و انجام مي دادند.
بنابراين، فرد در دوره نوجواني در عين استقلال و کم تجربگي، نياز به کسب مهارتهاي مختلف دارد و در اين راستا، والدين و مربيان بايد هدايت و راهنمايي وي را به عهده بگيرند.
دوره نوجواني به عنوان پلي بين کودکي و بزرگسالي است. در واقع، ظرفيتهاي شناختي و آگاهانه نوجوان اين پل را ساخته و او را وارد دنياي بزرگسالي که خواستار مسووليت پذيري، اجتماعي شدن و همسر گزيني است، مي کند.
بنابراين، چون بين رفتارهاي کودکانه و بزرگسالانه نوسان دارد، گاهي به دليل محبت و توجه اطرافيان در دوره کودکي و دلهره و نگرانيهاي فعلي خود، تمايل به نشان دادن رفتارهاي کودکانه دارد و در نتيجه دچار تعارض مي شود. اين تعارض از ويژگيهاي رفتار کودکانه و لذت مسووليت پذيري و رفتارهاي بزرگسالانه ناشي مي شود و براي رفع تعارض، نوجوان نيازمند آموزش و راهنمايي اطرافيان است.
والدين نيز نقش مهمي در حل تعارضات نوجوان بعهده دارند. آنها بايد بدانند که نوجوانان نياز به فاصله گرفتن از آنها دارند، نيازمند برقراري ارتباط با همسالان هستند، در عين حال نياز، به اطمينان نسبت به والدين دارند و راهنمايي هاي آنها را مي پذيرند. اينها در صورتي امکان پذير است که والدين بتوانند اعتماد فرزندان خود را جلب نموده و در يک فضاي اطمينان متقابل، بتوانند مسائل خود را حل نمايند.
مراحل رشد دوره نوجواني
دروه نوجواني از ١١-١٢ تا ٢٠ سالگي ادامه دارد
مراحل دوره نوجواني عبارتند از :
1- فاصله گرفتن ( ١٢ تا ١٤ سالگي )
2-جدايي تدارکاتي ( ١٥ تا ١٧ سالگي )
3- ورود مجدد به مناسبات اجتماعي ( ٢٠ – ١٨ سالگي )
1-مرحله اول در واقع شروع دوره نوجواني است . نوجوان در اين مرحله با کودکي فاصله مي گيرد . رفتارهاي دوره کودکي را تغيير مي دهد ، رفتار کودکانه ندارد، به تنهايي علاقمند است، مسائل خود را مهم مي داند و به صورت راز و رمز مطرح مي کند، در مورد تغييرات بدني بلوغ با خود صحبت مي کند، از والدين فاصله مي گيرد و با دوستان تماس برقرار مي کند ، جمع دوستان گرمتر مي شود و با هم راجع به تغييرات جسمي – رواني – ذهني خود صحبت مي کنند .
اين فاصله گرفتن گاهي براي نوجوان مشکل ساز است به ويژه در مواقعي که والدين رابطه عاطفي شديدي با نوجوان دارند و فاصله گرفتن او را نمي پذيرند .
والدين بايد به نوجوان فرصت فاصله گرفتن را بدهند زيرا اين مرحله کاملاً طبيعي است . ميدان دادن والدين موجب استقلال ، کسب تجربه و رهايي از وابستگي در نوجوان خواهد شد . زيرا نوجوان در اين مرحله از والدين زياد فاصله نمي گيرد و فاصله گرفتن او با بازگشتهايي همراه است . نوجوان بايد به حدي از والدين فاصله بگيرد که از نظر رفتاري، اخلاقي و تربيتي دچار مشکل نشود .
مسئله مهم در اين دوره ، هدايت و راهنمايي نوجوان توسط والدين و مربيان است. زيرا نوجوان به دليل بي تجربگي و عدم کسب مهارتهاي کافي در اين مرحله بسيار آسيب پذير بوده و نياز به راهنمايي دارد . البته ميزان فاصله گرفتن نوجوان بستگي هب بافت خانواده نيز دارد . چنانچه بافت خانوادگي منسجم باشد، فاصله گرتفن براي او مثبت و مفيد است ، در حالي که بافت خانوادگي از هم گسيخته ، طلاق و عدم تفاهم بين والدين مي تواند فاصله گرفتن را خطرناک سازد و نوجوان ، زمينه اي براي خلاف ، بزهکاري و ... پيدا مي کند.
2-مرحله اصلي نوجواني مرحله جدايي تدارکاتي است
. در اين مرحله ، مشکلات بيشتر مي شود ، رشد بيشتري پيدا مي کند ، ظرفيتهاي شناختي و آگاهي او بيشتر مي شود ، قدرت تجزيه و تحليل مسائل در او افزايش مي يابد ، خود و احساس خود در ذهن وي شکل مي گيرد ، هويت او کاملتر مي شود و به طور کلي مرحله اصلي شکل گيري هويت است . زيرا با توجه به توانايي تحليل مسائل و قدرت انتزاعي مي تواند به سئوالات هويت راحت تر جواب دهد .
عمده ترين مسئله نوجوان در اين مرحله ، شناخت و آگاهي در زمينه خود ، هويت و آينده است . بنابراين نگرش والدين تأثير مثبتي در شکل گيري هويت نوجوان دارد و والدين با راهنمايي و ايجاد زمينه مناسب مي توانند پاسخ مناسبي براي رشد فکري نوجوان باشند تا او دچار مشکل نشود . آنها بايد زمينه اعتماد بنفس را در او ايجاد کنند تا به استقلال دست يابد و به خود باوري و اعتمادبنفس دست يابد و از اين طريق مرحله بلوغ را به خوبي پشت سر بگذارد و هويت او به روشني شکل گيرد .
در صورتي که نوجوان نتواند در خانواده، زمينه هاي مناسبي براي اعتمادبنفس خود بيابد ، به دنبال گروههايي خواهد رفت که به او فرصت اعتمادبنفس را بدهد .
نوجوان در اين حالت به خود جرأت گام برداشتن در جهت کسب مهارت و تجارب زندگي را نمي دهد و دچار حالات ناهنجاري از قبيل نااميدي، خجالت، کمرويي، گوشه نشيني،افسردگي و ... مي رود و در نتيجه به سمت اعتياد و بزهکاري سوق داده مي شود.
در اين مرحله نوجوان به ارزشها و باورهايي دست مي يابد . براي پذيرش ارزشها و باورها، والدين و مربيان نبايد تجارب خود را به او تحميل کنند و به وي فرصت دهند تا با اطلاعات و دانش و آگاهي به اين ارزشها دست يابد و در اين راه از طريق اعتماد متقابل به او کمک کنند. اين جَو عاطفي به نوجوان فرصت اطمينان به والدين در عين ارتباط با همسالان را خواهد داد و آنها مي توانند به حرفها و راهکارهاي والدين نيز فکر کرده و بپذيرد و در نتيجه نقشهاي فعال دوره بزرگسالي خود را تجربه نمايند .
3-مرحله پاياني نوجواني ورود مجدد به مناسبات اجتماعي است . در اين مرحله، نوجوان هويت کامل خود را بدست آورده و نقشهاي بزرگسالي خود را به تدريج تجربه و اجرا مي کند.
آينده شغلي خود را ترسيم مي کند و کم کم وارد جواني مي شود ، ادامه تحصيل مي دهد، ازدواج مي کند، به خدمت سربازي مي رود و به تدريج خود را براي ورود به دوره بزرگسالي و اجتماع آماده مي کند .
بحران هويت
مطالعات انجام شده در زمينه هويت نشان مي دهد که هويت و دسترسي به آن براي برخي از نوجوان هم مثبت و مفيد و هم توأم با شادي است. اما برخي از نوجوان در دسترس به هويت دچار يکسري مشکلات و بحرانها مي شوند که در اين زمينه بايد به آنها کمک لازم ارائه گردد .
انواع هويت عبارتند از :
1-هويت پراکنده: اين گروه از نوجوانان تصوير مشخصي از هويت خود ندارند، انسجام هويت ندارند و نمي توانند تصوير خوبي از آينده شان داشته باشند.
2- هويت تسليم طلبي: دسته اي از نوجوانان مطيع افراد بزرگسالان هستند و معمولاً در خانواده هايي رشد مي کنند که اجازه استقلال و کسب تجربه به نوجوانان داده نمي شود.
3-تأخير در شکل گيري هويت: اين گروه داراي تأخير در شکل گيري هويت خود دارند، که بعد از گذراندن دوره تأخير، راحت تر به هويت خود دست مي يابند.
4-پيشرفت هويت: نوجواني که در هويت خود پيشرفت کرده، هويت منسجم ، مناسب و کافي را به دست آورده و در دوره جواني، هويت انسجام يافته اي پيدا مي کنند.
با توجه به اين چهار نوع هويت، مسئله بحران و مشکل هويت، اکثراً در گروهي که داراي پراکندگي هويت، تسليم طلب و تأخير يافتگي هويت مي باشند.
بحران هويت
در خانواده هاي مستبد، اجازه فاصله گرفتن به نوجوان داده نمي شود و در نتيجه، هويت تسليم طلبي پيدا مي کنند، هويتي که انعطاف پذير نيست و در برابر مشکلات و ناملايمات زندگي دچار بحران و سردرگمي مي شود. اين نوجوانان نمي توانند به استقلال دست يابند.
در جوامع صنعتي و باز، نوجوان بايد به سئوالات بسياري پاسخ دهد و نوجوان براي شناخت خود به زمان زيادي نيازمند است. بنابراين، هويت در اين جوامع ديرتر از جوامع بسته شکل مي گيرد. زيرا در جوامع سنتي، همه امور واضح و مشخص هستند و پيچيدگي خاصي وجود ندارد . به ويژه هويت دختران در اين جوامع، زودتر از جوامع صنعتي شکل مي گيرد.
از طرف ديگر، گرچه ادامه تحصيل و فراگيري علم و دانش مي تواند پاسخي براي سئوالات نوجوان در زمينه شکل گيري هويت ارائه نمايد، اما از طرف ديگر، طول مدت نوجواني را طولاني تر مي کند زيرا فرد از نظر اقتصادي وابسته به خانواده است و وابستگي اقتصادي موجب وابستگي هاي ديگر مي شود.
درمان مشکلات هويت نوجوان
به منظور درمان مشکلات هويت ابتدا بايد به شناخت زمينه هاي مشکل و نوع مشکل پرداخت. به عبارت ديگر بايد ديد نوجوان در پاسخ به کدام يک از سئوالات هويت خود دچار مشکل شده، تا آنها را شناسايي و برطرف کنيم. يعني براي درمان مشکلات بحران هويت بايد ابتدا زمينه بحران، وهله آن و سن نوجوان مشخص شود و سپس بر اساس اين اطلاعات، قدامات درماني لازم انجام شود. پس از برطرف شدن مشکلات، روند شکل گيري هويت ادامه پيدا مي کند.
رشد خود و رشد هويت
موضوع اين جلسه پيرامون رشد خود و هويت است. به منظور توضيح رشد هويت، ابتدا بايد رشد خود، عزت نفس، خودانگاره تحصيلي، رشد کنترل خود و رشد شناخت ديگران را توضيح دهيم.
شخصيت هر فرد در گرو هويت او مي باشد. چنانچه هويت فرد به خوبي شکل نگيرد يا فرد دچار پراکندگي هويت باشد، دچار پراکندگي شخصيت نيز مي شود. بنابراين، شخصيت بهنجار نيازمند شکل گيري هويت مناسب است.
شکل گيري هويت، از رشد خود شروع مي شود. رشد خودانگاره از شش تا هشت ماهگي که کودک بين خود و محيط تفکيک قائل است، شروع مي شود . از ۱/۵ تا سه سالگي، شکل گيري مجدد صورت مي گيرد و فرد خود را جزء گروه مي داند. در سه سالگي اولين نشانه هاي شخصيت گرايي در کودکان ديده مي شود و در سن هشت سالگي نيز شخصيت گرايي بيشتر مي شود و در دوره نوجواني، خودانگاره، تقريباً کامل مي شود.
در ارتباط با رشد هويت، عزت نفس هم مهم است که از سن هشت سالگي شروع مي شود و با شايستگي هاي جسمي و رفتاري کودک در مسائل تحصيلي مرتبط است و شکل مي گيرد. به عبارت ديگر، موفقيتهاي تحصيلي، موفقيت رفتاري، تواناييهاي جسمي، موفقيت در زمينه خلاقيت و نوآوري نقش مهمي در عزت نفس فرد دارند. عزت نفس در اثر تغيير و تحولات دوره نوجواني کاهش مي يابد؛ البته اين کاهش عزت نفس، موقتي بوده و مجدداً با تقويت خود و اطرافيان بالا مي رود.
منظور از عزت نفس، باور هر فرد نسبت به ارزشها و تواناييهاي خود مي باشد که براي خود، چه مقدار اهميت و احترام قائل است و موفقيتهاي خود را نشانه تلاش و کوشش خويش مي داند يا خير ؟!
انگيزه پيشرفت، در ادامه رشد هويت بسيار مهم است و در سنين هفت - هشت سالگي در کودکان پديد مي آيد و هر موفقيت تحصيلي، انگيزه اي براي رشد بيشتر خواهد شد.
کودکان به طور طبيعي تمايل به يادگيري و پيشرفت دارند، اطلاعات و دانش بيشتري کسب مي کنند، موفقيت هاي تحصيلي خود را ناشي از تلاش و کوشش خويش مي دانند و در صورت مواجه شدن با شکست تحصيلي، کم کاريهاي خود را عامل اصلي مي دانند.
جنبه ديگر، رشد کنترل خود است. معمولاً کودک کمتر قادر به کنترل رفتار خود مي باشد، اما در دوره نوجواني قادر به درک رفتار خود مي باشد و موقعيتهاي مختلف را بررسي مي کند و در برابر رفتار و عکس العملها، پاسخهاي مناسبي از خود نشان مي دهد. با اين فرايند، فرد کنترل خود را دروني کرده و با توجه به ظرفيتها و تواناييهاي خويش بر خود تسلط دارد.
رشد شناخت ديگران نيز در رشد هويت فرد تأثير بسياري دارد. وارد شدن نوجوان به مناسبات اجتماعي، پذيرفتن مسووليت و يادگيري روابط اجتماعي با ديگران ، رشد شناخت ديگران نام دارد. چنانچه فردي به رشد کافي در اين زمينه ها رسيد ه باشد داراي هويت خوبي است و به سئوالات خود جوابهاي مناسبي مي دهد من که هستم؟ چه کاره ام؟ برنامه آينده ام کدام است ؟ و ... .
شکل گيري مطلوب هويت جوانان نياز به کمال خودانگاره کسب عزت نفس، رشد انگيزه پيشرفت و خودانگاره تحصيلي رشد کنترل خود رشد شناخت ديگران دارد تا فرد بتواند به هويت خويش دست پيدا کند و هويت مناسب و منسجمي بدست آورده و دچار مشکل و پراکندگي نقش نشود.
عوامل موثر بر شکل گيري هويت نوجواني
در دوره نوجواني، خانواده نقش موثري در شکل گيري هويت نوجوان ايفا مي کند. خانواده بايد به نوجوان احترام بگذارد، فعاليتها و ظرفيتها و تواناييهاي نوجوان را تقويت کند تا او به خود باوري يا همان عزت نفس برسد. بنابراين، با تقويت و ايجاد بستر مناسب براي پيشرفت، به ايجاد عزت نفس و افزايش آن کمک مي کند.
شکل گيري هويت، مستلزم همانندسازي با والدين است، لذا والدين ابتدا بايد به عقايد فرزندان خود احترام بگذارند و فرصت بروز فرديت را به وي بدهند. در صورتي که والدين، نوجوان خود را فراموش کنند، موجب پراکندگي هويت او مي شوند .
بنابراين، نقش خانواده بسيار مهم است و هويت مستحکم نوجوان از عواطف محکم و ميزان آزادي در خانواده سرچشمه مي گيرد.
خانواده ها مي توانند احساس خوب يابد بودن را تقويت کنند. در زماني که نوجوان از بزرگسالان فاصله مي گيرد و براي استقرار خود مبارزه مي کند، کمک والدين به او در زمينه استقرار خود و تقويت آن، اهميت زيادي دارد و موجب افزايش عزت نفس در نوجوان مي شود.
خانواده نبايد د ردوره نوجواني به فکر عزت نفس کودک باشد . زيرا پايه عزت نفس به دوران اوليه کودک برمي گردد. هنگامي که نوزاد در آغوش مادر احساس ايمني کند، زمينه اي براي افزايش عزت نفس وي فراهم مي شود. در غير اينصورت، چنانچه نوزاد احساس ايمني نکند و مادر به او عشق نورزد، عزت نفس نوجوان نيز به طور کامل رشد نمي کند.
عزت نفس در هر دوره اي تقويت مي شود، ولي بايد توجه داشت که يکي از ويژگيهاي نوجواني، آگاهي است و با اين تجربه، فرد مي تواند در دوره هاي بعدي فرصت اقدامات جديدتر و مستقل تري به خود بدهد.
در دوره نوجواني، تواناييها و تجارب خود را با عزت نفس و به طور آگاهانه انجام مي دهد که در دوره جواني بتواند به آساني با مسائل مختلف زندگي مبارزه نمايد و دچار عدم اعتماد به نفس نشود. عزت نفس مجموعه اي از تواناييها، خودباوري ها و ارزش قائل شدن براي خود است و موجب ايجاد اعتماد به نفس مي شود. چنانچه خودباوري فرد کم و شکستهاي او زياد شوند، عزت نفس فرد کاهش يافته و احترام به خود رنگ مي بازد.
به طور کلي، شکل گيري کامل هويت در دوره جواني و مقدمه اين شکل گيري در دوره کودکي است که در دوره نوجواني با افزايش سطح آگاهي، بازنگري و بازشناسي خود تجديد هويت مي شود. هويت کامل هر فرد در دوره جواني بدست مي آيد و مستلزم اين است که شخص در دوره کودکي، در زمينه خودانگاره، پيشرفت و انگيزه پيشرفت، کنترل خود و شناخت ديگران رشد مستمري داشته باشد، در غير اين صورت چنانچه در هر يک از عوامل دچار مشکل شود ، هويت او نمي تواند شکل مناسبي پيدا کند.
پيشنهادات و راهبردها
در اين جلسه ابتدا خلاصه اي از مطالب درس گذشته را مرور مي کنيم و در پايان نيز پيشنهادات و راهبردهايي در زمينه نوجواني ارائه مي دهيم .
در اين درس نوجواني را تعريف کرديم و گفتيم که طول دوره نوجواني از ١١ تا ٢٠ سالگي است و در اين دوره ٣ مرحله وجود دارد که عبارتند از :
1-فاصله گرفتن
2-جدايي تدارکاتي
3-ورود مجدد به مناسبات اجتماعي
نظريه هاي مهم نوجواني عبارت بود از :
1-نظريه رواني–اجتماعي اريکسون که به جنبه هاي اجتماعي توجه بسياري دارد.
2-نظيه يادگيري اجتماعي که بر اساس آن يادگيري از طريق تقليد و الگوبرداري صورت مي گيرد.
3-نظريه اجتماعي–فرهنگي ويگوتسکي و نقش تفاوت هاي فرهنگي–اجتماعي در رشد نوجوان.
در زمينه هويت گفتيم که هويت با رشد خود، خودانگاره، پيشرفت تحصيلي و انگيزه پيشرفت مرتبط است. به انسجام هويت اشاره کرديم که در دوره جواني، فرد به ثبات هويت دست پيدا مي کند.
به مشکلات احراز هويت اشاره کرديم . در زمينه هاي مختلف راجع به رشد اجتماعي که يکي از جنبه هاي مهم رشد هويت نوجوان است صحبت کرديم و گفتيم که نوجوان در اين زمينه خود را براي دنياي بزرگسالي آماده مي کند. در زمينه رشد فرهنگي – ديني – اخلاقي اشاره به باورها و ارزشها کرديم، سه مرحله را براي آن در نظر گرفتيم که طي اين سه مرحله نوجوان در دوره جواني به يکسري باورها و ارزشهاي مهم و مناسب با هنجارهاي جامعه دست مي يابد.
در زمينه راهنمايي و مشاوره در زمينه شغل و ازدواج و ضرورت آن مطالبي ارائه نموديم. نيازهاي نوجوانان و اهميت آنها را بيان کرديم که اگر اين نيازها تأمين شود نوجوان با مشکلات کمتري مواجه مي گردد ، در حالي که عدم ارضاء آنها و يا عدم ارضاء مناسب آنها مي تواند سبب ايجاد مشکلاتي در نوجوان شوند.
ضرورت اوقات فراغت را توضيح داديم که به عنوان تربيت غير رسمي است و يک نوع آموزش غير مستقيم است.
اختلالات دوره نوجواني از جمله اضطراب و افسردگي، پرخاشگري، مشکلات بزهکاري، خودکشي و اعتياد را نام برديم و راهکارهاي لازم براي حل اين مشکلات را ارائه داديم.
وظايف تربيتي والدين را گفتيم و اين که والدين بايد اطلاعات کافي در زمينه هاي مختلف تربيتي و برخورد با فرزندان داشته باشند و در صورت بروز مشکل، از راهنمايي، مشاوره و رواندرماني استفاده کنند.
در ادامه درس به پيشنهادات و راهبردهايي که به منظور بهبود وضعيت نوجوانان و جوانان وجود دارد اشاره مي کنيم تا به آنها کمک شود که در زمينه هاي مختلف کمتر دچار مشکل شوند.
بايستي نوجوان را تشويق کرد تا به کسب مهارت ها در زمينه هاي مختلف هنري، علمي، فرهنگي، اجتماعي نائل شود. علاوه بر اينکه مراکزي تأسيس نماييم تا برنامه هاي تفريحي سالم براي نوجوانان تهيه کنند و به نوجوانان در زمينه چگونگي استفاده از اوقات فراغت آموزش صحيح ارائه دهيم.
نبايد نوجوانان را به اطاعت محض و کورکورانه از والدين و اجتماع وادار کرد زيرا مانع خلاقيت وي مي شود.
راهکارهايي که مي توان ارائه داد عبارتند از: برگزاري کلاس هاي بحث آزاد زير نظر متخصصين و کارشناسان مربوطه و با حضور نوجوانان جهت بررسي مسائل و بهبود وضعيت نوجوانان.
يکي از راهکارهاي مناسب، تشکيل ميزگرد خانوادگي براي بررسي مسائل نوجوانان است که مسئوليت ها و نيازهاي نوجوان بررسي شود، راهکارهاي حل مسائل ارائه شود و اين راهها به طور رسمي باشد يعني در حقيقت طي گزارشي در هر جلسه مسئوليتي به نوجوان داده شده و با گرفتن امضاء وي را متعهد تر کنند . البته اين يک امضاء گرفتن خانوادگي بوده و نوعي قول دادن است ( قول صادقانه به خانواده ) و اين امر به کسب مهارت هاي لازم براي دوره جواني ، بررسي مسائل و حل آنها کمک مي کند و انجام کارهاي روزمره در محيط کار و يا محيط زندگي را تسهيل مي نمايد.
آگاه کردن والدين نسبت به حالت عاطفي نوجوانان و نقش مهم آنان از طريق رسانه هاي گروهي.
کنترل برنامه هاي رسانه هاي گروهي و افزايش سطح آگاهي خانواده ها و نوجوانان از طريق رسانه ها جمعي.
ترتيب دادن کلاسهاي آموزشي سبب افزايش سطح شعور اجتماعي و دانش و اطلاعات خانواده ها در زمينه هاي مختلف مي گردد تا بتوانند راهکارهاي مناسب و بجايي در زندگي و برخورد با نوجوانان خود پيدا کنند.
تشويق نوجوانان جهت پر کردن اوقات فراغت با استفاده از فعاليتهاي ارائه شده در فرهنگسرا ها و آموزش در زمينه هاي هنري، ورزشي جهت برنامه ريزي براي آينده و شکوفايي استعدادهاي نوجوانان.
آشتي دادن نوجوانان با کتاب و رواج فرهنگ مطالعه، مي تواند نقش موثري در اين زمينه داشته باشد . از اين طريق به مطالعه عادت مي کنند و انگيزه، علاقه و رغبت به مطالعه در آنها به وجود مي آيد.
آشنا ساختن نوجوانان با فرهنگ اصيل ايراني نيز مي تواند موثر واقع شود و نوجوان متوجه مي شود که داراي چه فرهنگ غني هستند.
تأکيد بر صميميت در روابط بين والدين و نوجوانان، توجه به نيازهاي نوجوانان و برخورد متناسب با نيازهاي آنان. در اين زمينه بايد از طريق مطالعه و رسانه هاي گروهي، سطح آگاهي و يبنش خانواده ها را بالا برد تا بتوانند به احساسات و عواطف نوجوانان و جوانان خود پاسخ مناسبي بدهند. زيرا گاهي اوقات سردي عاطفي سبب ايجاد مشکلاتي در نوجوان مي شود و وي را به سمت کارهاي خلافي از قبيل اعتياد و بزهکاري سوق مي دهد.
والدين بايد به نوجوانان اجازه کسب مهارتهاي زندگي علاوه بر مهارتهاي تحصيلي را بدهند. زيرا در نظام آموزشي بيشتر بر مسائل علمي و تخصصي در زمينه هاي مختلف تأکيد مي شود.
تربيت معلمين به منظور ارائه آموزشهاي علمي به داشن آموزان در جهت کسب مهارتهاي زندگي. تا نوجوانان از اين طريق نتوانند مسائل مختلف زندگي را حل کرده و عاملي براي سازندگي اجتماعي باشند.
محيط آموزشي بايد به محيط صميمانه و دلپذيري تبديل شود تا بتواند نوجوان را به سمت خود جلب نمايد. زيرا در اکثر مواقع مقررات خشک محيط آموزشي موجب نفرت و دوري نوجوان از مدرسه مي شود. در صورت برنامه ريزي صحيح مي توان نوجوانان را به سوي اهداف مطلوب جذب نمود.
تأسيس باشگاههاي ورزشي مي تواند زمينه اي براي خودشکوفايي جوانان فراهم سازد. زيرا نوجوانان با شرکت در اين باشگاهها ضمن شناخت استعدادهاي خود، به نحوي اوقات فراغتشان را نيز مي گذرانند.
در دوره نوجواني بايد زمينه بازم براي سازشهاي شغلي دوره نوجواني فراهم شود. به عبارت ديگر بايد مهارتهايي به آنان ارائه شود تا در دوره جواني بتوانند از عهده سازشهاي شغلي برآيند.
راهکارهاي ديگر شامل توسعه خدمات مددکاري در خانه و مدرسه، تشکيل کميته هاي مرکب از روانشناس، روانپزشک و مددکار اجتماعي براي نوجوانان بزهکار مي باشد. اين امر به خصوص براي نوجواناني که از خانواده طرد شده اند کمک وافري مي نمايد.
سالم سازي محيط اجتماعي تا بتوان به روش منسب و صحيحي براي پرورش و تربيت کودکان و نوجوانان دست يافت.
ايجاد امکانات تفريحي براي نوجوانان :
به طور کلي در صورت توجه والدين، مربيان، آموزشگاه و جامعه به نکات بالا مي توان مشکلات بسياري را زا سر راه نوجوانان برداشت، نهادهاي اجتماعي راحت تو مي توانند به حل مسائل نوجوانان بپردازند. بايد جامعه سالمي داشته باشيم تا در اين جامعه سالم همه نوجوانان فرصت پيشرفت داشته باشند و در راستاي پيشبرد اهداف کشور هم مفيد باشند.