از یانگوم بیشتر بدانید

.
1. این دختر 36 ساله! دو بار تا مرز ازدواج پیش رفته اما هر بار اعلام نموده " پشیمان شدم"!
2. در نوجوانی علاقه خاصی به دیدن شبکه های ماهواره ای آلمان داشته.
3. به تیم ملی فوتبال کره جنوبی و باشگاه سامسونگ این کشور علاقه خاصی دارد و یکی از تماشاگران ویژه در بازی کره جنوبی و ترکیه بود. او میگوید از شکست تیم کره اشک ریخته است.
4. او تا به حال چند نامزد عوض کرده است. آخرین نامزدش که با او قرار ازدواج گذاشته، یکی از خوانندگان کره ای به نام جی هون یونگ است و جی هون 7 سال کوچکتر از لی می باشد!
5. نه تنها در کره جنوبی بلکه در بسیاری از کشورها هواخواه دارد.
6. لی یونگ به یتیمان علاقه خاصی دارد و بسیاری از مواقع بدون آن که کسی متوجه شود به محرومین سرکشی و کمک میکند.
7. او میگوید همیشه از زنان بدجنس بدش می آید و البته از مزدان دو رو و ریاکار بیزار است.
8. لی یونگ از داشتن خواهر محروم است اما با 2 برادرشرابطه صمیمی دارد.
9. لی یونگ 36 ساله به گونه ای در محافل ظاهر میشود که او را 25 ساله فرض میکنند و هیچ کس باور ندارد لی 36 ساله است.
.

.
10. او میگوید روز ولنتاین را دوست دارد و اولین شاخه گل را به خانواده اش هدیه میکند.
11. لی عضو یکی از گروههای هنری شهر آلمان است. او بارها به آلمان سفر کرده و به شهر برلین آلمان عشق میورزد.
12. لی تحصیلات دانشگاهی خود را در آلمان و همان شهر سپری کرد.
13. توصیه او به دختران و زنان جوان این است که با سعی و پشتکار به همه جا خواهند رسید.
14. او علاقه خاصی به پوشیدن لباسهای محلی دارد و در بسیاری از محافل رسمی با این لباس حضور پیدا میکند.
15. لی یکبار موقعی که در حال بازی یک فیلم سینمایی بود 2 ماه قهر کرد و سر صحنه نرفت چرا که بازیگر نقش مرد این فیلم عاشق لی شده بود و هر روز برای او ایجاد مزاحمت میکرد.
16. لی بسیار مهربان آرام و خوش قلب است.
17. روابط عمومی بالای او باعث شده تا به هر گروه هنری که وارد میشود دوستان جدید و بسیاری پیدا کند.
18. لی یونگ و نا هونگ ری ( گیومیونگ ) بر عکس آنچه جلوی دوربین گذشت دوستی بسیار صمیمی و نزدیکی را شروع کردند.
19. از حسادت دوری میکند.
20. بسیار باهوش است و سریع مسائل را تحلیل میکند.
21. او در زندگی واقعی خود نیز به طبخ غذا علاقه دارد.
.

.
22. به گفته خودش از سریال جواهری در قصر چیزهای بسیاری آموخته است.
23. لی یونگ از بازی خود راضی است اما این رضایت او صد در صد نبوده و جاهایی از خود ایراد گرفته است.
24. خودش میگوید امروزه آشپز خوبی است.
25. از رانندگی با سرعت بالا لذت میبرد و تا به حال جرایم بسیاری برای این لذت پرداخت کرده است.
26. به رنگ قرمز علاقه خاصی دارد.
27. تا به حال چند دختر خوب را برای ازدواج به برادرانش پیشنهاد داده است.
28. به پوشش بانوان اهمیت میدهد و خودش همیشه در لباسهای پوشیده در محافل حاضر میشود.
29. به بسیاری از کارگردانان بزرگ کره جواب رد داده چرا که او میگوید محتوای فیلم باید گیرا باشد.
30. لی یونگ از نام یانگوم راضی است و اگر کسی او را یانگوم خطاب کند عصبانی نمیشود.
.
.
31. و نکته پایانی این که او اعلام نموده با شخصی ازدواج خواهد کرد که همیشه به او محبت داشته باشد و محبتش مقطعی نباشد ولی هنوز این مرد را پیدا نکرده است
یانگوم در اوایل قرن ۱۶ می زیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضا خانواده سلطنتی را به وی سپرده بوده است. به همین دلایل از ماموران رده بالای دربار محسوب می شده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.
البته محققین هنوز بر سر این مساله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.
جاهایی که نام یانگوم در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است
▪ مارس و آوریل ۱۵۱۵ زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسوول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت؛ یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال به خاطر دیگر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم، اکنون شما از من می خواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش می کنم و نه تشویقش. همین کافی است.
▪ در سالنامه ۱۵۲۴ چنین آمده است؛ یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان زن دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.
▪ ۲۹ ژانویه ۱۵۴۴ زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد؛ «از وقتی که به بیماری سرماخوردگی مبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازیم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چیم، پزشکان دربار، و همچنین یانگوم بزرگ، بهترین پزشک زن دربار، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مساله را بداند.»
▪ ۹ فوریه ۱۵۴۴، در این سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرما خوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.
▪ ۲۵ اکتبر ۱۵۴۴، سالنامه ها گفت وگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفت وگو از قول یانگوم نقل شده است؛ جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.
▪ ۲۶ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است؛ «هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب درحال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملاً آگاه است.» یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزرا توضیح داد.
▪ ۲۹ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است. (پادشاه سرانجام ۱۷ روز بعد درگذشت.) این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.






| |
برای اطلاعات بیشتر www.jighooo.blogfa.com
ترجمه موسیقی سریال جواهری در قصر:
(غمناک و محزون)
بیا...بیا...بیا برای همیشه اگر از او بخواهم آیا برای همیشه پیشم خواهد ماند؟
برو...برو...برو برای همیشه اگر از او بخواهم آیا برای همیشه ترکم خواهد کرد؟
هر روز وهر روز منتظرم. حتی اگر تا ابد هم منتظر بمانم بازهم نمی توانیم با هم باشیم
نه...نه نمی تواند اینگونه باشد
اگر نمی توانی بیا یی مرا با خود به آنجا ببر
مه...مه و صدای کودکی که می گرید
می خواهم به خانه بروم نزد پدر و مادری که عاشقشان هستم
مه...مه و اسما ن سیاه
ستاره ها می درخشند اما جایی برای قلب پر اشوب من نیست
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور
نترس...نترس عزیزم
یک دسته گل،یک دانه شن تا پایان زمین
نترس...نترس هر چه زود تر بزرگ شو منتظر آفتاب باش تا امید بیاورد
وقتی مه ازآسمان پاک شودکودک خواهد خندید
آواز بخوان و با این پدر و مادر حرف بزن
وقتی مه پاک شود آسمان روشن خواهد شد
به آفتاب نگاه کن و امیدوار باش
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور
آه...چه کسی می تواند مرا به خانه ببرد،خانه ای چنان دور


